بانکداری باز – قهرمان ناشناخته‌ی انقلاب صنعت پرداخت




 

(نویسنده‌ی این مقاله با تشریح سرویس‌های ارائه شده از طریق بسترهای «بانکداری باز» در کشور انگلستان، نقش آینده‌ی بانک‌های سنتی را در بازار آینده‌ی این کشور ترسیم می‌نماید. با وجود این واقعیت که تمامی سرویس‌های ارائه شده در این مقاله عینا در کشور ما مرسوم نیستند اما اطلاع از روند تغییرات و نوع خدمات ارائه شده می‌تواند دید بهتری در خصوص انتظارات از آینده‌ی صنعت بانکداری داخلی در اختیار ما قرار دهد.)

در زمان نوشتن این مقاله سه سال از شروع فعالیت «بانکداری باز» در انگلستان سپری شده است. با وجود رخدادهای مهم صنعت بانکداری در این مدت، تنها بخش کوچکی از این مفهوم به کارگیری شده است.

سهولت امکان استفاده از خدمات بانکی

با ظهور«نوبانک»ها و بانک‌های «چالش‌گر»، حجم خدمات مالی قابل ارائه در صنایع مالی افزایش چشمگیری داشته است. این پدیده که مشتریان با موسسات مختلف مالی، روابط مالی متفاوتی داشته باشند به مرور، رواج بیشتری یافته است. دریافت وام‌های کسب و کاری از یک موسسه‌ی مالی، کارت اعتباری از موسسه‌ای دیگر و تقاضای وام مسکن از دیگر موسسات تخصصی، نمونه‌های بارزی از این روند هستند.

در حقیقت «توزیع و شکست پیکره‌ی جامع خدمات مالی» در میان عرضه‌کنندگان مختلف به لطف شکل‌گیری فین‌تک‌ها سهولت بیشتری یافته است و باعث شده است همانند عرضه‌ی نرم‌افزارها به صورت «نرم‌افزار به عنوان یک خدمت» که سال‌هاست رواج دارد، مفهوم «بانکداری به عنوان خدمت» نیز شکل بگیرد. مفهومی که در آن، بدون شکل‌گیری یک بانک واقعی بتوان تمام خدمات مالی را ارائه نمود. این تحول به همراه ذائقه‌ی مشتریان جوان‌تر در زمینه‌ی استفاده از سرویس‌های جدیدی که قبلا توسط بانک‌های سنتی ارائه نمی‌شده است حرکت به این سمت را سرعت بخشیده است. تغییر نیاز مشتریان در بازار به دلیل همه‌گیری کووید نیز حجم بازار خریدهای آنلاین را افزایش داده است که خود، روند تغییرات را سرعت میبخشد.

امکان انتخاب‌های متعدد

اینجاست که بانکداری باز، وارد بازی می‌شود. این مفهوم که در سال ۲۰۱۸ و همزمان با قوانین PSD2 معرفی شد به توسعه‌دهندگان خدمات، اجازه می‌دهد پس از کسب مجوز از صاحبان حساب‌های بانکی، نیازهای مالی لازم برای ارائه‌ی خدمات خود را از طریق دسترسی به حساب مشتریان تامین نمایند. با اعطای مجوز به توسعه‌دهندگان خدمات غیرمالی برای استفاده از این لایه‌ی بانکداری باز و دسترسی به خدمات مالی، تجارب مشتریان سهولت بیشتری می‌یابد.

به عنوان نمونه، نرم‌افزارهای مدیریت مالی شخصی، به مشتریان اجازه می‌دهد به تمامی حساب‌ها و هزینه‌کرد خود در آنها از طریق یک پنجره‌ی واحد، دسترسی پیدا نموده و دیدی 360 درجه نسبت به هزینه‌کرد خود داشته باشند. این امکان، نه تنها مدیریت حساب‌های مشتریان را ساده‌تر ساخته است بلکه دید جدیدی نسبت به کاربردهای خدمات مالی ایجاد نموده است.

حذف مفهوم حواله‌های بانک به بانک

با استفاده از زیرساخت بانکداری باز، مفهوم ارسال دستور پرداخت حواله از یک حساب بانکی به حسابی در بانک دیگر عملا منسوخ خواهد شد زیرا برای یک مشتری، حساب‌های مختلف، همگی حساب‌های وی در یک پنجره‌ی واحد محسوب می‌شوند. همچنین زمان انجام تراکنش‌ها نیز کاهش خواهد یافت زیرا لایه‌ی بانکداری باز قادر خواهد بود به صورت بلادرنگ این خدمت را ارائه دهد.

تقاضای پرداخت

با وجود این که مشتریان در کشور انگلستان امکان استفاده از نرم‌افزارهای موبایلی بانکی را برای انتقال وجه از یک حساب به حساب‌های دیگر دارند، بستر بانکداری باز امکان خدمت دیگری به نام «تقاضای پرداخت» را نیز در اختیارشان قرار می‌دهد. همانگونه که از نام این خدمت می‌توان تشخیص داد، مشتریان می‌توانند از حساب‌های دیگران در بانک‌های دیگر، تقاضای دریافت وجه نمایند. پرداخت‌کننده از طریق بستر بانکداری باز یک اعلان دریافت می‌نماید که چه مبلغی را در چه زمانی باید پرداخت کند تا روش پایاپای ساده‌ای برای انتقال وجه به وجود بیاید. بدیهی است که این خدمت، می‌تواند تحول بزرگی در روال صدور صورت‌حساب و پرداخت‌های عادی ایجاد نماید. به عنوان نمونه، طرف بدهکار در این تراکنش می‌تواند بدهی خود را در بازه‌های زمانی مختلف و به مرور پرداخت نماید. از سوی دیگر، صاحبان کسب و کار می‌توانند دید دقیق‌تری نسبت به گردش مالی خود داشته باشند.

(این خدمت در حالتی که طرف عرضه‌کننده‌ی کالا یا خدمت، صورت‌حسابی برای مصرف‌کننده صادر می‌نماید و باید در انتظار تسویه‌ی صورت‌حساب، باقی بماند روشی کارآمد برای تسویه‌ی منظم و برنامه‌ریزی شده را میسر می‌سازد.)

بکارگرفتن بانکداری باز توسط پذیرندگان

کسب و کارهای خرد از اولین گروه مشتریان فن‌آوری بانکداری باز خواهند بود. آنها که با هدف افزایش فروش آنلاین محصولات و خدمات خود به دنبال امکاناتی مقرون به صرفه‌تر و فراگیرتر هستند به سرعت از این فن‌آوری استقبال خواهند نمود. ناکارآمدی‌های استفاده از پرداخت‌های نقدی و وقوع همه‌گیری کووید، دلایل مضاعفی برای حرکت به این سمت به وجود آورده‌اند. با افزایش تمایل مشتریان به گونه‌هایی از خدمات مالی که با سبک زندگی آنها همخوانی دارد و در عین حال امکان بیشتری برای مدیریت هزینه‌کرد در اختیار ایشان قرار می‌دهد، بانکداری باز قهرمان ناشناخته‌ی این انقلاب خواهد بود. انقلابی که با وجود این‌که به اندازه‌ی رخداد «پرداخت‌های بدون تماس»، هیاهو در میان مخاطبین ایجاد نکرد اما همچنان آینده‌ی صنایع مالی را رقم خواهد زد.

 

منبع:‌

https://www.financederivative.com/open-banking-the-unsung-hero-of-the-payments-revolution

 

 


برای موسسات مالی در سال جدید، هوش مصنوعی جزو الزامات محسوب می‌شود.




 

هوش مصنوعی به سرعت در حال حرکت از یک فن‌آوری انتخابی  به یک ابزار مهم در توسعه‌ی کسب و کار در صنایع مالی است. طی سال‌های اخیر، موسسات مالی از مفاهیم مجرد هوش مصنوعی عبور کرده و به راه‌حل‌های کاربردی آن در این صنعت پرداخته‌اند. آنها به درستی میزان تاثیرگذاری این فن‌آوری در صنایع مالی را درک کرده و جایگاه آن در بهبود ارتباط با مشتریان و نیز نیروهای درون سازمان را به درستی یافته‌اند.

در ادامه‌ی این روند، موسسات مالی، جای مناسبی برای استفاده از هوش مصنوعی در میان بخش‌های مختلف و خدمات متنوع ارائه شده‌ی بانکی یافته‌اند. در سال جدید، افزودن ارزش «شناختی»(Cognitive) حاصله از فن‌آوری هوش مصنوعی در خدمات ارائه شده باعث خواهد شد تا سازمان‌های مالی در

– شناخت بیشتر مشتریان

– تصمیم سازی داده محور

-کنترل ریسک

-افزایش بهره وری

قدم‌های موثری برداشته و به سمت یک «سازمان هوشمند» حرکت کنند تا ارزش بیشتری برای مشتریان و نیروهای خود خلق نمایند.

 

چابکی، سکوی پرواز سازمان‌ها

هرگونه گفت‌وگو در خصوص یک سازمان هوشمند پیش‌‎نیازی با عنوان مفهوم «سازمان چابک» خواهد داشت. «سازمان چابک»، سازمانی است که در آن، هر بخشی از عملیات، اعم از توسعه‌ی محصول، جذب مشتری، افتتاح حساب و حتی اعتبارات تجاری به یک «فرآیند سیستمی سریع و یکپارچه» تبدیل شده است. لازمه‌ی چنین سازمانی، دارا بودن سیستمی است که کاربران متعددی – شامل مدیران، نیروهای سازمان و مشتریان – به صورت بلادرنگ در آن با یکدیگر همکاری می‌نمایند. سیستمی که شفافیت و امکان دستیابی به اطلاعات در جریان در هر مرحله از فرآیندهای آن وجود دارد.

انتظار آن که سازمانی بتواند بدون در اختیار داشتن ساختاری، چابک به یک سازمان هوشمند تبدیل شود انتظاری غیرواقعی است. سیستم‌های تامین‌کننده‌ی فرآیندهای پردازش بانکی، امورمشتریان، مدیریت مستندات مشتریان، تحلیل تضامین، پیگیری فرآیند تسهیلات، صدور و تامین منابع تسهیلات، کانال‌های دیجیتال عرضه‌ی محصولات و خدمات نمونه‌هایی از سامانه‌ها و سیستم‌هایی هستند که بدون وجود آنها در یک سازمان، نمی‌توان به حرکت به سمت هوشمندسازی سازمان فکر کرد و تنها پس از پیاده‌سازی یک سیستم جامع همبسته‌ی یکپارچه برای تامین نیازهای کسب و کاری است که می‌توان افزودن هوشمندی به بدنه‌ی سازمان را تصور نمود.

هوش مصنوعی، سوخت موشک سازمان‌ها

هوش مصنوعی و فن‌آوری‌های مرتبط با آن، شامل یادگیری ماشینی، پردازش زبان طبیعی و پردازش شناختی، زیربناهای اصلی یک سازمان هوشمند هستند. دامنه‌ی استفاده از فن‌آوری هوش مصنوعی در صنایع مالی از ربات‌های مشاور و انتخاب محصول مناسب بعدی برای یک مشتری گرفته تا فعالیت‌های ضدپول‌شویی و اعتبارسنجی، گسترش یافته است. در یک سازمان هوشمند، فن‌آوری‌های شناختی بازگشت اصلی سرمایه‌گذاری های انجام شده را در اختیار سازمان قرار می‌دهد. بکاربندی مناسب این فن‌آوری‌ها، بسته به روش پیاده‌سازی و میزان بلوغ سازمان، یک یا چند مورد از موارد ذیل را محقق می‌نماید:

– افزایش درآمد

– رشد حاشیه‌ی سود

– بهبود بهره‌وری

– کاهش هزینه‌ها و

– مدیریت ریسک‌ها

چالش‌ها در مسیر پرواز به سوی یک سازمان هوشمند

تمام آنچه پیشتر ذکر شد به سادگی به دست نمی‌آید. سازمان‌های مختلف مالی در اندازه‌های متفاوت با موانعی از جنس پردازش‌ها و سیستم‌هایی که سال‌های سال از آنها استفاده می‌شده است،روبرو هستند. چالش‌هایی مانند سیستم‌های قدیمی (Legacy Systems)، پذیرش و بکارگیری بسیار کُند سیستم‌های جدید، نبود نیروهای انسانی متخصص، رقابت از سمت فین‌تک‌ها، انطباق با قوانین بالاسری و اتصال مناسب با مشتریان. کلید اصلی موفقیت در این مسیر، «بکاربندی فن‌آوری‌های شناختی در فرآیندهای فعلی در عین حفظ ارتباط صحیح با مشتریان» خواهد بود. به بیانی دیگر «پیاده‌سازی سیستم‌های طراحی شده بر اساس هوش مصنوعی که نیروهای سازمان را به درستی درگیر می‌نماید در حالی‌که سیاست مشتری‌مداری در آنها مد نظر قرار گرفته است».راه حل عملی این طرح، برپاسازی یک سیستم جامع مرکزی است که داده‌های مشتریان و فرآیندهای سازمانی را به صورت یکپارچه و از طریق تمام کانال‌های ارتباط با مشتریان پردازش می‌نماید تا نتایج داده‌محور خود را در اختیار نیروهای سازمان و مشتریان قرار دهد. تنها چنین سامانه‌ای که دسترسی بلادرنگ را در اختیار تمام نیروهای سازمان قرار می‌دهد می‌تواند زیر بنای اجرایی یک سازمان هوشمند باشد.

پرواز موفق از طریق سیستمی که تمامی اجزا را به کار می‌گمارد.

قدم اول در حرکت به سمت یک سازمان هوشمند تعیین ارزشی است که خلق آن هدف سازمان می‌باشد. بسیاری از سازمان‌ها در دام طراحی زیرساخت و فرآیندها پیش از تعیین هدف و پیش‌بینی بازگشت سرمایه می‌افتد. فعالیت خود را با تعیین حداقل یک هدف مشخص که برگشت سرمایه‌ی ملموسی برای سازمان شما دارد آغاز نمایید. مثلا یکپارچه‌سازی گردآوری و تحلیل داده‌ها در چرخه‌ی زندگی اعتبارات بانکی، عرضه‌ی بهینه‌ی محصول بعدی بانکداری خرد یا قیمت‌گذاری«ریسک-محور» محصولات مالی برای انطباق با قوانین نظارتی اعطای منصفانه‌ی تسهیلات.

به‌عنوان قدم بعدی، تصمیم بگیرید آیا قصد دارید فن‌آوری را خریداری نمایید یا آن را توسعه دهید؟ سازمان‌هایی که نیروهای متخصص لازم برای بکارگیری فن‌آوری هوش مصنوعی را در اختیار ندارند منطقا باید با شرکت‌هایی که زیرساخت لازم برای این مهم را به صورت بستری نیمه آماده طراحی و پیاده‌سازی نموده‌اند همکاری کنند.

نتیجه‌گیری

هوش مصنوعی و فن‌آوری‌های شناختی در حال متحول نمودن بانک‌ها هستند. آنها موسسات مالی را قادر می‌سازند درآمد بیشتری کسب کنند، عملیات خود را بهینه‌سازی نمایند و انتظارات مشتریان را برآورده نمایند. با در اختیار داشتن این فن‌آوری، سازمان‌های مالی می‌توانند وقت نیروهای انسانی خود را صرف فعالیت‌های نوآورانه و مفید بیشتری نمایند زیرا فعالیت‌های تکراری و خودکارپذیر را به ربات‌های خودکارساز سپرده‌اند. آنها همچنین با پردازش داده‌های مشتریان محصولات شخصی‌سازی‌شده‌ی بهتری برای ایشان طراحی و عرضه می‌نمایند. سال جدید، سالی پر از هیجان برای سازمان‌هایی است که توسعه‌ی چنین محصولاتی را در دستور کار خود قرار داده‌اند.

 

منبع:

https://www.financederivative.com/for-financial-institutions-in-2021-intelligence-is-a-must/